الملا فتح الله الكاشاني
230
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( وَلإِخْوانِنَا ) * و براى برادران ما در دين * ( الَّذِينَ سَبَقُونا بِالإِيمانِ ) * آنان كه پيشى گرفتند بر ما بايمان * ( وَلا تَجْعَلْ ) * و مگردان يعنى وضع مكن * ( فِي قُلُوبِنا ) * در دلهاى ما * ( غِلًّا ) * كينه و حسدى و خيانتى * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * مر آنان را كه گرويدهاند يعنى نگه دار ما را بلطف ابدى و فضل سرمدى خود از ارادهء بدى به مؤمنان * ( رَبَّنَا ) * اى پروردگار ما * ( إِنَّكَ رَؤُفٌ ) * به درستى كه تو مهربانى پس دعاى ما مستجاب كن * ( رَحِيمٌ ) * بخشنده پس ما را برحمت شامل خود در زمره سابقان داخل گردان و مخفى نيست كه بغض مؤمنان و ارادهء بدى بايشان از حيثيت ايمان كفر است و از حيثيت غير آن فسق و بدانكه نزد بعضى مراد به اين جماعت كسانىاند كه اسلام آوردند بعد از انقطاع هجرت و بعد از ايمان انصار و ميتواند بود كه مراد ببعديه در فضل باشد چه گاه باشد كه تعبير فضل بقبل و بعد ميكنند لقول النبى نحن الاخرون السابقون يعنى الاخرون فى الزمان السابقون فى الفضل و قول اول اشهر است و صاحب انوار آورده كه حق سبحانه مؤمنانرا بر سه فرقه فرود آورده مهاجر و انصار و تابعين كه موصوف باشند به پاكى عقيده و پاكيزگى طينت پس هر كه بدين صفت نبود از اقسام مؤمنان خارج افتد و از ابن ابى ليلى مرويست كه اهل ايمان سه طبقهاند صحابه از مهاجر و انصار كه خداى تعالى در حق ايشان فرموده كه الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَالإِيمانَ و تابعين و اتباع تابعين و اينها آنانند كه خداى در شأن ايشان فرموده كه * ( وَالَّذِينَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ ) * پس جهد كن تا از اين سه گروه بيرون نباشى و بعد از مدح مهاجر و انصار و تابعين بيان احوال منافقان مىنمايد بقوله * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نگاه نكردى * ( إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا ) * بسوى آنان كه نفاق ميورزند و خلاف آنچه در باطن دارند ظاهر ميكنند يعنى ابن ابى و ابن بنتل و رقاعه و احزاب ايشان كه ببنى النضير پيغام فرستادند كه ما با شمائيم در حرب كردن با محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و معاونت تمام خواهيم كرد و انفاق ما با شما تا حديست كه اگر بر شما غالب شود و شما را از اين ديار اخراج كند ما نيز در مرافقت موافقت كنيم كما قال اللَّه تعالى * ( يَقُولُونَ ) * ميگويند منافقان * ( لإِخْوانِهِمُ ) * مر برادران خود را يعنى اشباه و امثال خود را كه اخوة الكفرند * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنان كه نگرويدند * ( مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * از اهل تورية كه غم مخوريد و انديشه به خود راه مدهيد * ( لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ ) * اگر بيرون كرده شويد شما از ديار خود * ( لَنَخْرُجَنَّ ) * هر آينه بيرون آئيم ما * ( مَعَكُمْ ) * با شما از روى مودت و مصاحبت * ( وَلا نُطِيعُ ) * و فرمان نبريم * ( فِيكُمْ ) * در خلاف و جدال با